

این عکس در روز چهارشنبه ۱/۱۲/۸۶ ساعت ۱۱ صبح در منزل نفیسه توسط من گرفته شده است.عکس زیاد بود اما این عکس را خیلی دوست دارم و چون دوست داشتم تقدیم می کنم به دوستان و همچنین طرفدارانش .






حالا تو يك عكاس هستي و رسالتت عكاسي از بحران است. مجبوري لنز دوربينات را به سمت كودكي بگيري كه براي بيرون آمدن از آوار و بقا تقلا ميكند.اگر با يك كليك شكارش كني بهترين عكس سال دنيا را گرفتهاي و اگر نه، تجربه ثبت را از دست دادهاي. به هر حال، زماني كه دست به انتخاب زدي، عكاس بحران ميشوي.عكاسي بحران، بخشي از عكاسي خبر محسوب ميشود و براي پي بردن به جزييات ، بيشك بايد پاي صحبتهاي يك آدم كار بلد و كاركشته نشست.
تا به حال از نزدیک ندیده بودمش اما عکس هایش را مرتب نگاه می کردم . بسیار مشتاق دیدنش بودم و این آرزو میسر شد . او در کارهایش بسیار جدی است ولی زمانی که با اوهم صحبت می شوی شیفته اخلاق او خواهی شد .
ساتیار امامی فردی دوست داشتنی و همچنین عکاسی حرفه ای است .



جانباز بود . از راه دور آمده بود تا كارش را درست كند . آمده بود اداره بنياد شهيد نزديك دفترمان . آمده بود كارت جانبازي بگيرد . گويا به كارش رسيدگي نكرده بودند . خسته شده بود . ديگر طاقت نداشت . بعد از چند بار آمدن و رفتن ، صبر و تحمل اش تمام شده بود . جلوي در روزنامه حالش بد شد . همكاران با ديدن اين صحنه ، آوردنش داخل . چهره اش داد مي زد . به زمين و زمان بد و بيراه مي گفت . مي گفت خسته شده ام . مي خواهم بميرم .
::: لطفا روي ادامه كليك كنيد :::
ادامه مطلب
مكان : پارك ملت « تهران »
تاريخ : 86.9.8
ساعت : 16 بعد از ظهر
مكان : بلوار كشاورز « تهران »
تاريخ : 86.9.17
ساعت : 23 شب
در عکس بالا من رو می بینید که نشستم و دوستم مجید آزاد در حال گرفتن عکس از من


خانه هنرمندان - تئاتر خیابانی
نمایشگاه مطبوعات به پایان رسید .
عکس زیر توسط خودم از آینه روبروی در ورودی سالن شماره یک نمایشگاه گرفته شده است .




